تبلیغات
خبر سرا
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : امید جهانشاهی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
خبر سرا
اخبار متنوع
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

خواهرم واسم اس ام اس داده ش م خ د …

 هر کاری کردم نتونستم بخونم ؛ زنگ زدم میگم چی نوشتی ؟

 میگه واقعا متاسفم برات که نتونستی بخونیش ، نوشتم شام مهمونیم خونه داداش !

 فکر کنم باید ۳۷واحد کلاس رمزنگاری و رمزگشایی واسه ادامه زندگی با خانوادم پاس کنم …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

یه لشگر از فامیلامون حمله کردن خونمون ، هرچند دقیقه یه بار هم یه چیزیو بچه ها میزنن میشکونن …

 پسرخالم برگشته بهشون میگه بچه ها چیزایی که نمیشکنه رو الکی زمین نندازید !

***2dayjok.ir***






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

 


 دوستم زنگ زده خونمون مادربزرگم گوشی رو برداشته و در حالیکه گوشی دم دهنشه از من میپرسه بگم هستی یا نیستی ؟

 من

 مادربزرگم همچنان منتظر جواب من






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی

ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﮐﻮﻓﺘﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﺭﻭ ﺩﺭ ﭘﺬﯾﺮﺍﯾﯽ ﯾﺎﺩﺩﺍشت ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ “ﯾﻪ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﺖ ﺑﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺭ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺍﺻﻠﯽ ﭘﺸﺖ ﻫﻤﻮﻥ ﺑﺮﮔﻪ ﺍﯾﻪ ﮐﻪ ﺭﻭ ﺩﺭ ﺑﻮﺩ” ، ﺭﻓﺘﻢ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭ ﺩﺭﻭ ﮐﻨﺪﻡ ﭘﺸﺘﺶ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﯾﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺗﻮ ﯾﺨﭽﺎﻟﻪ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﻫﺎ” ، ﻣﻨﻢ ﺣﺮﺻﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﯾﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻡ …

 ﺑﻌﺪ ﻧﺎﻫﺎﺭ ﯾﺎﺩﺩﺍﺷﺖ ﺯﯾﺮ ﻇﺮﻑ ﻣﯿﻮﻩ ﺭﻭ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﻧﻮﺷﺘﻪ “ﻣﺎ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﻧﻪ ﺧﺎﻟﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺮﺍﺕ ﭘﯿﺘﺰﺍ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﻓﺮ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﻧﯿﻤﺮﻭ ﺧﻮﺭﺩﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﺮﺧﻮﺭﯼ ﻧﮑﻦ ﺑﺬﺍﺭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﯾﻢ”

 ﺧﺪﺍﻭﮐﯿﻠﯽ ﻣﻦ ﺳﺮمو ﮐﺠﺎ ﺑﮑﻮﺑﻢ …





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 1 خرداد 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی


دیشب شوهرخالم رفته بود پمپ بنزین بنزین بزنه انقد صف طولانی بوده یادش رفته تو صفه ، وقتی راه باز شده خوشحال از اینکه از ترافیک فرار کرده گازشو گرفته رفته !

 .

 .

 روز تولد بابام با کلی ذوق و شوق یه ساعت مچی بهش کادو دادم برگشته میگه ممنونم پسر گلم ولی احتیاجی به این کارا نبود همین که سعی کنی تو زندگیت آدم باشی برای من با ارزش ترین هدیه س …







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
ﺭﻭﺯی ﺟﻮاﻧکی اﺯ شیخی ﭘﺮﺳﻴﺪ ﭼﺮا اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ اﻳﻨﻘﺪﺭ ﺑﺮای ﭘﻮﻝ
ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺭا می ﺁﺯاﺭﻧﺪ و ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺪی ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ؟
ﺷﻴﺦ ﻗﻮطی ﻛﺒریتی اﺯ ﺟﻴﺐ ﺩﺭآﻭﺭﺩ ﺳﻪ ﻧﺦ ﻛﺒﺮﻳﺖ ﺭا ﮔﺮﻓﺖ
و ﺩﻭ ﻧﺦ ﺁﻥ ﺭا ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﺭ ﻗﻮطی ﻧﻬﺎﺩ ﺁﻥ ﻳﻚ ﻧﺦ ﺭا ﻧﺼﻒ ﻛﺮﺩ
ﻭ ﺑﺎ ﺁﻥ ﻧﺼﻔﻪ ﻛﻪ ﻧﻮﻙ ﺗﻴﺰی ﺩاشت
ﻻی ﺩﻧﺪاﻥ ﺧﻮﺩ ﺭا ﺗﻤﻴﺰ ﻛﺮﺩ و ﮔﻔﺖ :
ﭼﻪ ﻣﻴﺪاﻧﻢ !




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
سلام من میخوام سوتی پسر عمومو بگم یه بار مامانم زنگ زد خونه عموم پسر عموم به جای الو گفت کیه؟؟؟ مامان ماهم باحال گفت درو باز کن ما پشت دریم پسر عموم خوشحال رفته آیفونو زده میگه بفرمایید تو و قطع کرده وقتی مامانم تلفنو گذاشت نمیتونست از خنده حرف بزنه نیم ساعت بعد زنگ زده میگه زن عمو چرا نمیاین تو ما داشتیم منفجر میشدیم



نوع مطلب :
برچسب ها : سوتی، پسر عمو،
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
تو کتابخانه ای کار می کنم که هر روز یکی از ما جلو می نشیند تا به مراجعین جواب بدهد . بقیه همکارها کتاب از قفسه می آورندد. یک روز من جلو نشسته بودم همکارهای دیگر داخل مخزن بودند. آقایی آمد گفت: ببخشید کارگراتون امروز نیومدند؟ … گفتم کدوم کارگرا؟ گفت همونهایی که کتاب از قفسه میارند از اون موقع تا حالا هر وقت جلو می- نشینم به همکارایی دیگر می گویم : کارگرام، خوب کار کنید. کلی می خندیم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
یه بار که دوست شوهرم تازه از سوئد اومده بود. اومد خونه مون با خودش سوغاتی هم آورده بود. کاکائو و یه چیز شیرین که شوهرم گفت این مربای میگو هست که آقای فلانی زحمت کشیدن از سوئد اوردند. بردم خوابگاه اونجا که گفتم یکی از هم اوتاقیام گفت این مربای شقاقوله که سوغات شماله. کلی بهم خندیدند. خلاصه شوخی شوهرم شد سوتی بزرگ من.



نوع مطلب :
برچسب ها : دوست، دوست شوهر، سوئد، سوغات،
لینک های مرتبط :


شنبه 26 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
معلم زبان کلاس دوم راهنمایی صدام زد گفت بیا پای تخته از روی متن بخون.رفتم خوندم گفت ریپیت.گفتم چشم.۳۰ ثانیه بعد دوباره گفت repeat please.گفتم چشم.یه کم به خود ور رفتمو اینور اونورو نگا کردم یهو داد زد Repeat.منم ترسیدم گفتم خوب آقا قشنگ بگو repeat یعنی چه تا همون کارو بکنم.
تا دو هفته بیرون کلاس مینشستم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
با سلام به دوستان گلم!
به وبلاگ "جوکیها" خوش امدید.امیدوارم از مطالب لذت ببرید و از این وبلاگ فرار نکنید!
راستی نظر دادن و ارسال پیام هم فراموش نشه و ما را رهنمایی کنید.
به امید دیدار مجدد شما عزیزان.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
دوش وقت سحر از سکته نجاتم دادند/ و اندر آن ظلمت شب دگزامتازون دادند
بی خود از سوزن و داروی ژلوفن کردند/قرص و شربت به من از نسخه دکتر دادند
چه چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/آن شب نحس که این تخت روانم دادند!
اگر آستامینافون خوردم و تب بر چه عجب/من مریض بودم این ها به زکامم دادند
دکتر آن روز به من مژده این دولت داد/که ازان رادیولوژی خبر از سر درونم دادند
این همه چرک و عرق کز بدنم می ریزد/ اجر صبری است کزان ایبوبروفن دادند
همت آمپول و انفاس پرستاران بود/که ز تخت و غم و سکته، نجاتم دادند   



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
روانشناسان نقاط مثبت و منفی انسانها را به گورخر درون تشبیه کرده اند به اینگونه که نقاط مثبت راه راه سفید ونقاط منفی راه راه سیاه هستند(کاملا واقعیه)
آقا من نمیدون چرا پیش هر روانشناسی میرم بهم میگه تو اصلا گورخر درون نداری....
فقط یه خر سیاهه درون داری که کودک درونت دایم ازش سواری میگیره.... 



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
هیچ چیز وحشتناک تر از ین نیست که هنگام درس خواندن وقتی که خودکار تو دهنته یادت بیفته دیروز باهاش گوشتو پاک میکردی 


-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مورد داشتیم پسره واسه روز پدر برای باباش جوراب خریده
.
.
.
.
.
می فهمی جورااااااااب!!! 




نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : امید جهانشاهی
بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم:برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیمو و بی آبرو کردن را پیشه سازیم...

چه بسا که آبرو بردن مانند این میماند که:هفتاد بار خانه ی خدا را خراب کنی..



نوع مطلب :
برچسب ها : جوک، جوک جدید، جوک با حال، جوک با مزه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   
   
خرید لوازم دیجیتال|خرید ساعت مچی |خرید تیشرت |خرید تی شرت | خرید پوشاک |خرید لوازم جانبی موبایل| خرید لوازم جانبی خودرو| خرید چراغ قوه ||چراغ قوه | خرید ساعت مچی | ساعت مچی |خرید پاوربانک| خرید شارژر موبایل