قهوه مبادا





موضوع: برچسب ها: داستان، داستان آموزنده، داستان خواندنی، قهوه، قهوه مبادا، دختر، مرد،
[ یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 ] [ 06:46 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

آقای دست و دل باز در شیرینی فروشی

آقای دست و دلباز ﭘﻮل ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ... ﺍﺯ ﺟﻠﻮی ﯾﻪ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺭﺩ می شده، ﻫﻮﺱ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ 
می کنه. ﺩﻟﺸﻮ می زﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎ ﻭ می ره ﺩﺍﺧﻞ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻓﺮﻭﺷﯽ،
ﻫﺮ ﭼﯽ می خواﺩ ﺳﻔﺎﺭﺵ می دﻩ ﻭ می خوﺭﻩ. ﺳﯿﺮ ﮐﻪ می شه، ﻣﯿﺎﺩ ﭘﯿﺶ ﺻﺎﺣﺐ ﻣﻐﺎﺯﻩ
می گه: ببخشید، شما ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩه اید؟
طرف می گه: ﻧﻪمی گه ﺷﺎﯾﺪ ﺑﭽﻪ ﺩﺍﺭ ﺷﺪه اید؟طرف می گه ﻧﻪ.می گه ﺩﺧﺘﺮتوﻥ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻛﺮﺩه؟طرف می گه ﻧﻪ.ﭘﺴﺮتوﻥ چه طور؟طرف می گه ﻧﻪ.آقای دست و دلباز می گه: ﭘﺲ ﭘﺪﺭ ﺁﻣﺮﺯﻳﺪﻩ! ﺍﯾﻦ ﺷﯿﺮﯾﻨﯽ ﻛﻪ ﺩﺍﺩﯼ
 ﻣﺎ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻣﺎﻝ ﭼﯽ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ؟؟؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ {Arash}




موضوع: برچسب ها: داستان، داستان طنز، داستان خنده دار، دختر،
[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 12:36 ب.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

طنز جوان

جوانی تحصیل کرده و دانشمند پیش شخصی ثروتمند رفت که دختر را خواستگاری کند!همین که مرد چشمش به قیافیه ی جوان افتاد،ازاینکه چنین دامادی داشته باشد بسیار خوشحال شد.لذا برای راضی کردنش گفت:من سه دختر دارم که هیچکدام هنوز شوهر نکرده اند و میخواهم همه با راحتی کامل زندگی زناشویی خود را آغاز کنند.ازین جهت تصمیم گرفته ام به هریک از آنها موقع عروسی به تناسب سنشان پولی بدهم که با دست خالی خانه شوهر نرفته باشند!برای دختر هیجده ساله ام 18 میلیون...برای دختر بیست و شش ساله ام 26 میلیون ..برای دختر سی و چهار ساله ام هم 34 میلیون...حالا هر کدام را شما بخواهید مانعی ندارد.جوان پس از کمی فکر گفت:- ببخشید شما دختر صد ساله ندارید؟



موضوع: برچسب ها: داستان طنز، داستان جوان، تحصیل کرده، دختر، ازدواج، صد ساله،
[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 12:33 ب.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

گریه حسن





موضوع: برچسب ها: حسن، گریه حسن، همسر، دختر، ازواج، جد غریب، گریه،
[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 07:41 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

شمع خاموش






موضوع: برچسب ها: مرد، دختر، بیماری، بهشت، خدا، مبتلا، داستان آموزنده،
[ شنبه 12 اردیبهشت 1394 ] [ 07:08 ق.ظ ] [ امید جهانشاهی ]

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]